پایان 27 ماهگی
این شیرین زبونی رادوین ما رو تا مرز جنون میبره
توی توالت باید خودش دستمال برداره ٬ خودش رو خشک کنه ٬ سیفون بکشه و دستش رو بشوره !
موقع خواب باید دستم تو دستش باشه و دوست داره به آرومی قلقلکم بده تا بخوابه.
رادوینم نفست آرومم میکنه .
در کل رادوین من به شکرانه ی روز و شب بزرگ شده . خواسته هاش رو به طور کامل میگه . جمله بندی اش با توجه به ۲ زبانه بودنش خیلی خوبه .
از امروز تو توالت قراره یه سری نقاشی به دیوار بچسبونیم و کتابهای مورد علاقه رادوین رو اونجا بزارم تا بیشتر تشویق بشه به دستشویی رفتن .و پروژه پوشک گیری.
خدای پر از ستاره ام ...از مستی عاقلم نکن ...بزار مست باشم تا ابد ...
مکالمات من و رادوین در صبح
رادوین : میمینااااااااااااااااااااا سنام (سلام )
رومینا :سلام پسرم قند عسلم
رادوین : میمینااااااااااا من پاشیدم (رومینا من پاشدم )
رومینا : باشه پسرم
رادوین : میمینا پاشو چایش من چایش بوخورم .
رومینا : باشه پسرم بیا بریم اول دست و صورتمون رو بشوریم بعد چایی بخوریم .
رادوین : میمینا من برکفست میخام (من صبحونه میخوام انگلیس میگه )
و در اخر رادوین با یه بوسه عاشقانه مامانش رو مست میکنه .
امروز رادوین وارد 28 ماهگی شد و خدا رو شکر میکنم که خدا یه فرشته مهربون به من داده .
چقدر احساس خوبی دارم . عاشقتم نفسم به نفست بند هست




پایان 27 ماهگی 



